مجموعه ي پنج تايي The Ligeti Project يک مجموعه شگفت انگيز است که بسيار مورد علاقه طرفداران مو سيقي ليگتي مي باشد، همچنين مي تواند سر آغاز خوبي براي آشنايي کساني باشد که موسيقي ليگتي را نمي شناسند. که قسمت دوم اين مجموعه را پيش روي داريد. در اثر Lonato تمرکز اصلي روي تصفيه شدن رنگهاي تونال مي باشد که باعث شده به يکي از برازنده ترين آثار با اصول و قواعد مدرنيستي تبديل شود. Atmosphères ساکن تر مي باشد و توجه را به تغيير زيرکانه رنگ و ديناميک معطوف کرده است. Apparitions (خيال) اولين موفقيت ليگتي پس از فرار او از مجارستان در طول يورش شوروي در سال 1956 مي باشد. که يک اثر روح مانند مي باشد که در دو موومان تصنيف شده است. موومان اول، Lento، از جهت مغلوب شدن و کاهش يکباره حجم ديناميکي وحشت آور مي باشد. امّا موومان دوم يعني Agitato، در خشونتش غافلگير کننده مي باشد، صداي بلند ناگهاني ارکستر ترس مضمون در موومان اول را تکميل مي کند.
San Francisco Polyphony، ساخته شده در 1974، متأخر ترين اثر ليگتي در اين سي دي مي باشد، اما سهواً بيشتر به سمت قواعد 12 -پالسي رفته تا آثار آخر ليگتي. اين اثر پر است از فيگورهاي متراکم اکسترال و تباين ديناميکي. اين اثر زير رونماي رنگارنگش نشان مي دهد که چگونه موسيقي ناسازگار و تسليم ناشدني مدرن مي تواند گوش و ذهن را مسحور خود کند، که هر چه بيشتر در قرن بيست و يکم فرو مي رويم، اين بايد توافق اصلي و لازم شود. و در انتها يکي از کارهاي اوليه ليگتي در 1951، Concert Românesc، را داريم که تبديل هاي بارتوک از مصالح و ماتريال فولکوريک را بياد مي آورد. اين اثر در رنگ و سرزندگي بسيار غني مي باشد. هر چهار موومان سرشارند از ديسونانسهاي گروههاي موسيقي دهکده اي و ملوديهايي نشأت گرفته از موسيقي فولکوريک رومانيايي و ابتکار و تحيل سمپاتيک و پرثمر ليگتي. اجراي ارکستر فيلارمونيک برلين به رهبري «جاناتان نات» نير مانند يک کار مهندسي، متمايز و عالي مي باشد.

توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.
| Title | Run Time | File Size (KB) | Download |
| 1 | Lontano | 11:37 | 5,448 | 
|
2 | Atmospheres | 08:50 | 4,143 |  |
3 | Apparitions: I. Lento | 06:00 | 2,818 |  |
4 | Apparitions: II. Agitato | 02:33 | 1,186 |  |
5 | San Francisco Polyphony | 12:47 | 5,988 |  |
6 | Concert Romanesc: I. Andantino | 02:52 | 1,351 |  |
7 | Concert Romanesc: II. Allegro Vivace | 01:18 | 614 |  |
8 | Concert Romanesc: III. Adagio Ma Non Troppo | 03:00 | 1,408 |  |
| 9 | Concert Romanesc: IV. Molto Vivace | 04:58 | 2,321 |  |
Composed by Gyorgy Ligeti
Performed by Berlin Philharmonic Orchestra
Conducted by Jonathon Nott
نگاهي به زندگي و آثار گئورگي ليگتي
مترجم: عليرضا اميرحاجبي
گئورگي ليگتي در ۲۸ مه ۱۹۲۳ از والديني مجارستاني اما مقيم روماني متولد شد و هنگامي كه هنوز خردسال بود به همراه خانواده اش به كلاوسن بورگ (كلاج) مركز استان ترانسيلوانيا نقل مكان كرد. او در سال ۱۹۴۱ و پس از اتمام تحصيل به آموختن مباني آهنگسازي پرداخت. پس از آن به گذرانيدن دروس خصوصي در بوداپست نزد «پال - كادوسا» مشغول شد. در زمان اشغال، ارتش نازي او را به جرم يهودي بودن به كار اجباري فرستاد. در همان زمان خانواده وي به آشويتس منتقل شدند و طي زمان بر اثر بيماري از بين رفتند كه تنها باقي مانده خانواده ليگتي مادر او بود. او در چنين وضعيتي بازهم به تحصيل ادامه مي دهد. آموزش هاي خود را تا پايان جنگ جهاني دوم در آكادمي فرانس ليست (بوداپست) نزد «فاركاس» و «ساندرو -ورس» پيگيري مي كند. پس از پايان دروس آكادمي، در ۱۹۴۹ به مدت يك سال به عنوان اتنوموزيكولوگ به تحقيق درباره موسيقي محلي روماني و مجارستان مي پردازد. سپس به عنوان مدرس هارموني، كنترپوان و تحليل فرم به همان آكادمي بازمي گردد و تا سال ۱۹۵۶ به تدريس ادامه مي دهد. آهنگسازي ليگتي در ابتدا تحت تاثير بلابارتوك قرار داشت. در «قطعاتي براي پيانو» (Musica Ricercata (۵۳- ۱۹۵۱ به راحتي مي توان ايده هاي بلا بارتوك در مجموعه قطعات براي پيانو (Microkosmos) را رديابي كرد. ليگتي در اين مجموعه، يازده قطعه را تصنيف كرده است. مبناي توالي و ساختار دروني - بيروني اين قطعات پي درپي، نظم گام كروماتيك است. اين يازده قطعه به مانند يازده نت گام كروماتيك به يكديگر پيوسته اند كه در نهايت با يك تكرار و با رسيدن به عدد دوازده تمامي نت هاي گام اجرا و كامل مي شود.
• رهايي
در دهه پنجاه، حكومت كمونيستي مجارستان عرصه را بر فعاليت هاي هنري افرادي چون ليگتي به شدت تنگ كرده بود. اكثر هنرمندان آوانگارد و راديكال از كشور مي گريختند. با اينكه به دليل بر سر كار بودن ذهنيت هاي ايدئولوژيك رابطه مجارستان با جهان آزاد قطع شده بود اما ليگتي به طور مخفيانه به ايستگاه هاي راديويي اروپاي غربي گوش مي داد و با حساسيت زياد تحولات عرصه موسيقي جهان را دنبال مي كرد.
در ،۱۹۵۶ دو ماه پس از سركوب قيام ضدكمونيستي به وسيله ارتش سرخ شوروي، ليگتي از مجارستان گريخت، به اتريش رفت و به عنوان شهروند افتخاري پذيرفته شد. او در اروپاي آزاد به عنوان يكي از هنرمندان پيشرو به معرفي آثار خود پرداخت. ليگتي از طرف «هربرت ايمرت» به راديو آلمان غربي دعوت شد و از ۱۹۵۷ تا دو سال بعد در استوديو موسيقي راديو به فعاليت مشغول بود. در اين دوره شيوه آهنگسازي او به حد بلوغ رسيده بود. اين بلوغ را مي توان در اثر الكترونيك ليگتي «مفصل بندي» (Artikulation) ۱۹۵۸ به خوبي مشاهده كرد كه همراه با قطعه «لغزش» از تصانيف قابل بررسي وي هستند. دوره الكترونيك او با گسترش آثار اركسترال او تقريباً پايان پذيرفت.
در ۱۹۵۹ «خيال» براي اركستر را تصنيف و يك سال بعد همين اثر در فستيوال ISCM در كلون به اجرايي موفق دست يافت. اما هنوز هم تاثيرات موسيقي الكترونيك را مي توان در اين اثر رديابي كرد. تجربيات الكترونيك ليگتي براساس خلق «بافت هاي موسيقايي» در اين قطعه اركستري قابل مشاهده است. «خيال» اولين اثري است كه توجهات انتقادي اش را در عرصه مفهوم موسيقي مدرن به نمايش مي گذارد.
موفقيت هاي ليگتي در سال ۱۹۶۱ با «Atmospheres» براي اركستر و «حجم دهي» «volumina» ۶۲-۱۹۶۱ ادامه يافت. اين دو اثر نمايانگر تمايلات موسيقي آوانگارد اروپا و قدرت نگرش هاي پساسرياليستي است. مبناي ساخت اتمسفر و آثار بعدي ليگتي به كارگيري مفهوم فوق العاده بديع «تراكم پلي فونيك» است كه خود وي نام «ريزچندصدايي» (Miropolyphony) را بر آن گذاشت. او با ساخت و گسترش اين مفهوم ايده مركزي خود را در تحليل نوين ساختار صوتِ انتزاعي (بدون توجه به ملودي) به نمايش مي گذارد.
ليگتي مي گويد: «ميكروپلي فوني، تركيبي است از چندين پلي فونيِ جداگانه در جرياني هارمونيك، به گونه اي كه هارموني ها به شكلي ناگهاني تغيير نمي يابند بلكه درون يكديگر محو مي شوند. در اين شكل از تصنيف، تمامي تركيبات، ساختارهاي نمايل و فواصل (Intervals) به تدريج مبهم شده و از درون اين ابهام تركيبات جديدي از فواصل خود را آشكار مي كنند.»
نتيجه چنين تركيبي از بافت موسيقايي چيزي نيست جز انحلال ملودي. شكل قديمي و محافظه كارانه گسترش تِم (ساختار تماتيك) در اين اثر ناديده گرفته شد و بافت صوتي براساس «رخداد» - «وقفه» خود را نمايان مي سازد. رخدادها در «اتمسفر»، عناصري پايدار نيستند اما تا انتها به عنوان پس زمينه اثر باقي مي مانند. و آنجا كه «رخدادي» وجود ندارد، «وقفه» به عنوان عنصري مستقل خود را به نمايش مي گذارد.
اين ايده به شكل صحيحي خود را در ابتداي قطعه معرفي مي كند و همراه با تركيبي از اصواتِ مبهم، يك آكورد كلاستر ثابت و تحركات صوتي كه به مثابه تنفس عمل مي كنند شكل بديعي را در اتمسفر به وجود آورده اند. «اتمسفر» قطعه اي است شبيه يك شبكه كه در مركز آن تراكم اصوات و در اطراف آن رخداد - وقفه ها به شكل دقيق و ماهرانه اي چيده شده اند.
مفهوم رخداد در ديگر آثار ليگتي نيز ديده مي شود: پوئم سمفوني براي صدمترونم (۱۹۶۲) اولين تجربه مفهومي او در اين زمينه است. او با تنظيم هر مترونم بر روي سرعتي خاص و رهاسازي اتفاقي آنها نظمي بحراني را در يك تركيب به نمايش مي گذارد. مسئله در اين تجربه استفاده از ابزاري است دقيق و سنجش گر كه مي تواند كوچكترين بي نظمي در ريتم را آشكار كند. به عبارت ديگر مترونم كه نماد نظم در موسيقي است خود تبديل به عامل يك بي نظمي مي شود.
ركوئيم ۶۷-۱۹۶۵ و نور جاودان (Lux Aeterna) ۱۹۶۶ از جمله آثار برجسته ليگتي محسوب مي شوند. «نور جاودان» قطعه اي است براي آنسامبل آوازي و گروه كر (در شانزده صدا) به مدت ۹ دقيقه. تركيبي بديع از اصوات انساني كه در بسياري از لحظات به كيفيتي سازگونه دست مي يابند. كنترپواني اسپكترال براي احضار اصوات كيهاني. قطعات «اتمسفر»، «ركوئيم» و «نور جاودان» در فيلم «۲۰۰۱: يك اديسه فضايي»، [بدون موافقت ليگتي] مورد بهره برداري استنلي كوبريك قرار گرفت. اين فيلمساز از آثار ليگتي در فيلم هاي «درخشش» و «چشمان بازبسته» نيز بهره برده است.
ركوئيم با تاثيري كه در عرصه موسيقي برجاي گذاشت جايزه بتهوون در بن را در سال ۱۹۶۷ نصيب ليگتي كرد. از دهه هفتاد به بعد نوشته هاي ليگتي مبهم مي شوند. شكل ملودي هاي گيج كننده (Melodien) ۱۹۷۰ نمونه اي از اين ادعاست. در اين اثر و آثار بعدي، وي طي پردازش ايده «ريزفاصله ها» (Microinterval) و انحراف در درجات گام، به تغييرشكل ملودي و ساختارهاي هارمونيك مي پردازد. در «انشعاب ها» (Ramifications) به دو شكل تنظيم براي «اركستر زهي» و يا براي «۱۲ ساز زهي» كوك سازها را تغيير مي دهد.
زيركي، طنز و كنايه از عناصر موسيقي ليگتي هستند.
به طور مثال ليگتي قطعه اي را به نام «صفر دقيقه و صفرثانيه» (۰.00) تصنيف مي كند كه كنايه اي است به قطعه معروف جان كيج به نام «چهار دقيقه و سي و سه ثانيه». به همين شكل «آينده موسيقي» (The future of Music) ۱۹۶۱ كه قطعه اي است براي سخنراني بي كلام و مخاطب! در اين اثر وي هنرهاي اجرايي (Performence Arts) را به مضحكه گرفته و در همان حال مسائلي را در باب خصوصيات ارتباطات موسيقايي مطرح مي كند. به جز عناصر فوق، در دهه هفتاد، ليگتي مجدداً توجه خود را به كروماتيسم و ريتم معطوف ساخت. وي قطعاتي چون «ساعت و ابر» ۱۹۷۳ را تصنيف مي كند. ليگتي به وجوه و خصوصيات ريتميك موسيقي آفريقا علاقه وافري داشت.
در بين سال هاي ۷۷- ۱۹۷۵ اولين اپراي خود را تصنيف كرد. «رقص بزرگ مردگان» (Le grand Macabr) اپرايي است با وجوه كميك و ابزورد، با منابع متعددي از متون آخرالزماني.
او در اواخر دهه هفتاد مدتي را صرف بازنگري و توجه به ريتم و ابداع ساختارهاي پلي ريتميك كرد. كنسرتوپيانو ۸۸- ۱۹۸۵ نمونه اي است از آثار متاخر او كه به شكلي ناگهاني شنونده را با تركيبات نوين ريتميك ناگزير به توجه مي كند. در سه كتاب «اتود براي پيانو» مي توان ايده هاي پلي ريتميك وي را به خوبي مشاهده كرد. اين سه كتاب به وسيله «پي ير لوران امارد» و «فردريك اولن» جمع آوري شده و به چاپ رسيده است. ليگتي از سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۸۳ در مدرسه عالي موسيقي و تئاتر هامبورگ به تدريس پرداخت. همچنين او داراي كرسي عالي موسيقي در آكادمي موسيقي استكهلم و استاد ميهمان دانشگاه استنفورد بود.
در ۱۹۸۰ دچار عارضه قلبي شد و تا دو سال بعد به عرصه موسيقي بازنگشت. ظهور مجدد او همراه بود با سوناتي براي سه هورن. هر چند ناراحتي هاي قلبي وي را رها نمي كرد با اين حال در سال ۲۰۰۰ قطعه اي براي ساز ني، درام و يك كمانچه محلي نوشت.
گئورگي ليگتي، پس از يك دوره طولاني مبارزه با بيماري قلبي، عاقبت در دوازدهم ژوئن ،۲۰۰۶ در وين درگذشت. مبارزه ليگتي طي زندگي، با مفهوم نفرت، مرگ و ويراني كه بخشي از گذشته وي را شامل مي شد جدالي موفقيت آميز و درخشان بود كه نتيجه اش حدود پنجاه و شش اثري است كه بر تارك موسيقي پيشرو اروپا مي درخشد.
منبع: IRCAM