.صفــحه نخــست.
دانلود آهنگ.دانلود نماهنگ.تمـاس.بايـگانی مطالب.لینکهای مـفيـد.
www.harmonia.ir
 
 

مطالب جديد
Down Play/Pause Up

آمار بازديد کنندگان


لينك دوستان

تالارهاي گفتمان






موسيقي براي پيانو - عليرضا مشايخي

موسيقي براي پيانو طي سالهاي 1334 تا 1369، عليرضا مشايخي، تجربه ده شيوه ي متفاوت در برخورد با موسيقي ايراني را در کارنامه هنري خويش ثبت کرده است. وي آگاهانه تصنيف موسيقي ايراني در محدوده گام کروماتيک را ساليان دراز، به تعويق انداخته بود. سال هاي دهه هفتاد خورشيدي، آغاز توجه جدي و پرداختن به مرحله اي جديد از آهنگسازي او بود. نحستين پرسشي که ذهن وي را به خود مشغول داشت، اين بود که اگر آهنگسازان ايران در آغاز سده بيستم همگام با بسياري از آهنگسازان سرزمين هايي که خارج از مرزهاي جغرافيايي اروپاي مرکزي به موسيقي چند صدايي توجه داشتند، به آن مي پرداختند، چه راهي را مي پيمودند. چنين پرسشي دو پاسخ اساسي را در پي داشت: نخست چگونگي چند صدايي در موسيقي ايراني و دوم چگونگي گسترش و انبساط اين چند صدايي. در برخورد با اين نگاه، تئوري چند صدايي او بر اساس «بخش اصلي» پي ريزي شد، به اين معنا که يکي از بخشهاي موسيقي، مرکز اصلي بافت موسيقايي قرار گيرد.
در اين شيوه، چند صدايي از ملودي استخراج مي شود؛ چنين فرايندي متفاوت از محاسبه چند صدايي بر اساس «باس» در موسيقي اروپاست. يکي از مشخصه هاي مهم چند صدايي ملهم از بخش اصلي، امکان شکستن شالوده ملودي تا مهو مرکزيت «تنال» و «مدال» در موسيقي است. مثال خوبي از چنين گسترشي را مي توان در قطعه «آن سوي ابرها» (از مجموعه شهرزاد - اپوس 115 - موومان ششم) بشنويد.
مجموعه «قطعات پنج گانه پيانو» نتيحه چنين بسط و گسترشي ملهم از موسيقي مقامي ايران است. قطعات پنج گانه با يک ترانه ساده کردي در قسمت «داستان هاي کوتاه» آغاز و به مرز موسيقي آتونال، به لحظاتي فراتر از موسيقي مقامي در شهرزاد مي انجامد.
مجموعه «قظعات پنج گانه پيانو» عبارتند از:

1- داستان هاي کوتاه اپوس 106، شماره 1، در چهار قسمت
2- نامه ها اپوس 110، در سه قسمت
3- در جستجوي زمان از دست رفته اپوس 111، شماره 1، در سه قسمت
4- کريستال هاي 1 و 2 اپوس 113
5- شهرزاد اپوس 115، در نه قسمت

افزون بر چندصدايي، ديگر مسأله مهمي که در اين قطعات به آن پرداخته شد، «فرم شناسي» موسيقي ايران بود که مهمترين نتيجه گيري از آن، در فرم ابداعي «بداهه» برگرفته از «موسيقي آوازي ايران» در آثاري چون فرار (شهرزاد، اپوس 115، قسمت هفتم) و واريانت ها (اپوس 151 و 139) مورد استفاده قرار گرفت که نمونه و راهنماي ارزشمند و مهمي براي آهنگسازي هنري در وراي شالوده هاي غربي است.
قطعات اين مجموعه را با اجراي درخشان فريماه قوام صدري خواهيد شنيد. آثار اين آلبوم در کتاب «موسيقي براي پيانو»، توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسيده است.

داستانهاي کوتاه (اپوس 106، شماره ي 1)
«داستانهاي کوتاه» نخستين اثر از مجموعه «قطعات پنج گانه براي پيانو» در چهار قسمت تصنيف شده است. بخش اول بر اساس يک ترانه کردي (دمکل) بنا شده است. قسمت دوم، ملهم از آواز شاه توت فروشان جنوب تهران و قسمت سوم، الهامي از حالت ها و ويژگي هاي موسيقي آوازي و بومي ايران است و سرانجام چهارمين بخش اثر نيز از ترنه اي بومي ايراني برگرفته شده، ويژگي خاص اين اين اثر و ديگر آثار مشايخي از اين دست، نه در يک تنطيم ساده موسيقي ايراني براي پيانو، بلکه در استفاده از عناصر ويژگي هاي شخصيتي موسيقي ايراني در خدمت آهنگسازي هنري است.

نامه ها (اپوس 110)
دومين اثر از مجموعه پنج گانه، در سه فسمت تصنيف شده است. بخش اول و دوم بر فضاي الهام گرفته از موسيقي آوازي ايراني استوار است و تأکيد خاصي بر چهارگاه دارد. قسمت سوم نيز الهامي از ترانه کردي «آي ليلي ليلي» است. بخش هايي از قسمت سوم اين اثر در قطعه ي جشن براي تکنوازي پيانو و سازهاي کوبه اي، اپوس 133، شماره2، مورد استفاده قرار گرفته است.

در جستجوي زمان از دست رفته (اپوس 111، شماره ي 1)
اکنون با سومين اثر از مجموعه ي پنج گانه در ميانه سفري هستيم که با داستانهاي کوتاه شروع شد و با «شهرزاد» پايان مي پذيرد. در اين اثر سه قسمتي، آکورد شناسي قطعه به تدريج و بدون تحت تاثير قرار دادن بيان کلي اثر، پيچيده تر مي شود. بخش دوم الهام از فضاي دشتي است و سومين قسمت که ترانه محلي «دختر بوير احمدي» اساس شکل گيري آن بوده است، نمونه خوبي از فرم ابداعي «بداهه»ي مشايخي است، مثالي تازه و بديع از برخورد يک بخشي با موسيقي ايراني را مي توان در «مونولوگ»ي که در قسمت سوم آمده، جستجو کرد.

کريستال (اپوس 113، شماره ي 1و2)
هر چند کريستالهاي 1 و 2 هر کدام به عنوان قطعاتي مستقل تصنيف شدند، اما چهارمين قطعه از مجموعه قطعات پنج گانه را تشکيل مي دهند. کريستال شماره 1 با عبارتي آغاز مي شود که پايان بخش کريستال شماره 2 است. تمي الهام گرفته شده از موسيقي تعزيه، اساس بخشي از کريستال شماره 1 است که در کوداي سمفوني پنجم (سمفوني ايراني) اپوس 112 نيز نقش اصلي را بر عهده دارد.
ترانه محلي «مستم مستم» در کريستال شماره 2، موضوع اصلي اثر است. در سير تکامل آگاهانه اي که در جريان تصنيف قطعات پنج گانه مورد توجه آهنگساز بوده، تجربه ي استفاده از فواصل منفصل در ابعاد وسيع تر از سويي و حجم کلي آکوردها از سويي ديگر در کريستال هاي شماره 1و2 قابل توجه و بررسي است.

مرواريد ها (اپوس 118، شماره ي 1، 2 و 3)
مرواريدها که در سه قسمت تصنيف شده است، چون ديگر قطعات اين مجموعه بر اساس آکورد شناسي الهام گرفته از «بخش اصلي» بنا شده است؛ هر چند که به گونه اي گرايش هاي تناليته را نيز در پوشش بيان مي کند. اين برخورد آگاهانه در مقابل هم قرار دادن آکورد شناسي ويژه مشايخي در برابر تناليته از نوع غربي آن، به هدف برخور مستقيم ملهم از موسيقي ايران و موسيقي مغرب زمين براي خلق بستر و فضايي بديع و نو بوده است. چنين فرايندي در آثار ديگري چون اتودهاي اپوس 117 براي دست راست و واريانت اپوس 151، شماره 2 نيز مورد توجه بوده است. مرواريدها به عنوان افتاحيه برنامه گروه موسيقي تهران با اجراي کم نظير فريماه قوام صدري، همواره يادآور کنسرت هاي اين گروه است.

واريانت (اپوس 151، شماره ي 2)
به دنبال تصنيف واريانت شماره 1 براي تکنوازي با سازهاي زهي، اپوس 139، واريانت شماره 2 براي پيانو، به پيشنهاد فريماه قوام صدري به نگارش در آمد؛ فرم خاص اين اثر الهام گرفته ار بداهه نوازي در موسيقي ايراني است. شيوه خاص آکوردشناسي مشايخي در اين اثر، در لحظاتي هر چند کوتاه در ترکيب با تناليته ظاهر مي شود و فضاي جديد را به شنونده معرفي مي کند. حضور واريا سيوني با الهام از آثار فردريک شوپن، نشانگر احترام و علاقه آهنگساز به استاد برجسته لهستاني است.


توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.persiandel.com مي باشد.

زمان

حجم فايل
(KB)

دانلود

داستانهای کوتاه، اپوس 106، شماره ی 1
1 قسمت اول 2:09 1,019

2

قسمت دوم 2:03 967

3

قسمت سوم 3:22 1,592

4

قسمت چهارم 1:26 682

نامه ها، اپوس 110

5

قسمت اول 2:16 1,081

6

قسمت دوم 2:56 1,388

7

قسمت سوم 3:05 1,454

در جستجوی زمان از دست رفته، اپوس 111، شماره ی 1

8

قسمت اول 4:11 2,018

9

قسمت دوم 3:43 1,747

10

قسمت سوم 4:24 2,077

11 کریستال، اپوس 113، شماره ی 1 4:34 2,147
12 کریستال، اپوس 113، شماره ی 2 5:56 2,792
مرواریدها، اپوس 118، شماره های 1، 2 و 3
13 قسمت اول 2:14 1,059
14 قسمت دوم 2:34 1,293
15 قسمت سوم 1:55 897
16 واریانت، اپوس 151 14:10 6,717

عليرضا مشايخي (تهران، 1318)

نخستين آهنگسازي است که به گونه ي گسترده اي، پيام آور نوگرايي و مدرنيسم در موسيقي ايران است. آثار وي بيش از چهل سال است که در داخل و خارج از ايران اجرا مي شود. نخستين استادان او در ايران دکتر لطف الله مفخم پايان (موسيقي ايراني)، حسين ناصحي (آهنگسازي) و افليا کمباجيان (پيانو) بوه اند. استادان آهنگسازي مشايخي در سالهاي اقامت او در وين، هانس يلينک برجسته ترين نظريه پرداز مکتب وين (شاگرد شونبرگ و کارل شيسکه) بودند. آشنايي مشايخي با هانس يلينک سبب شد که او پژوهش هاي وسيعي در زمينه مسائل و گستره هاي گونه گون موسيقي معاصر داشته باشد. شناخت او از گستره هاي گونا گون موسيقي معاصر از سويي و علاقه ي عميق او به موسيقي ايراني از سوي ديگر، قوي ترين تاثيرات را در تکامل هنري او داشته اند. مشايخي، پس از به پايان رسانيدن دوره ي آهنگسازي در آکادمي موسيقي وين، براي ادامه تحصيل و پژوهش در زمينه موسيقي الکترونيک به اوترخت (هلند) رفت و در کلاسهاي گوتفريد ميشائيل کونيک که پايه گذار انستيتو زونوگولي هلند بود شرکت جست. اقامت او در هلند به فعاليتهاي گسترده ي آهنگسازي و پژوهشي انجاميد که پانرده سال ادامه يافت. در هلند بو د که مشايخي اساس موسيقي تلفيقي را (يکي از شيوه هاي نگرش او به موسيقي ايراني) پي ريزي کرد. در اين سبک، الکترونيک، کامپيوتر و موسيقي ايراني در خدمت يک زبان مشترک به هم مي آميزند. مشايخي باور دارد که آهنگسازان زمان ما بايد بتوانند سبک هاي گوناگون بيافرينند، و خود او، افزون بر آنکه در دو گرايش اصلي (موسيقي نوين بين المللي و موسيقي نو متأثر از موسيقي ايران) به نگارش موسيقي پرداخته؛ در هر دو گرايش شيوه هاي گوناگوني آفريده است.
در زمينه موسيقي الهام گرفته از موسيقي ايراني، آثار او را مي توان به دو دسته تقسيم کرد:
1- قطعاتي که با حفظ کوک سنتي و استفاده از ابزار الکترونيک آفريده شده اند؛ مانند «از شرق تا غرب»، اپوس 45 و «چهارگاه» شماره 1، اپوس 75.
2- قطعاتي که در مرزهاي گام تعديل شده تصنيف شده اند و از ابزار الکترونيک در آنها استفاده اي نشده است؛ سمفوني شماره پنج (ايراني)، اپوس 112 و مجموعه هاي پنج گانه پيانو.
مشايخي در زمينه ي موسيقي نوين جهاني نيز داراي دو سبک بنيادين است:

1. تمرکز گسترده، که در آن توجه به تمرکز بيان، موضوع اصلي آهنگسازي را تشکيل مي دهد؛ در اين شيوه، تمايل به ايجاز باعث مي شود که عناصر تشکيل دهنده ي موسيقي به صورت ترکيب هاي فشرده، روند موسيقي را به فرآيندي گسترده بکشانند. آثاري چون «چهار قطعه براي ارکستر زهي»، اپوس 8 (ارکستر مجلسي انگلستان به رهبري لوريس چنکاوريان)، «دائمي»، اپوس 33 (ارکستر مجلسي ناپل ايتاليا، به رهبري فرهاد مشکات) و «المنتارس»، اپوس 42 (ارکستر يو.سي.اف امريکا، به رهبري جان مايزل) در اين شيوه تصنيف شده اند.

2- موسيقي نسبي، که در آن عناصر و لايه هاي گوناگون آوايي به تناوب، اولويت را دربيان موسيقي بر عهده دارند. آثاري مانند «ما باغهاي نيشابور را هرگز نخواهيم ديد» و «سمفوني تهران»، از نخستين قطعاتي اند که به اين شيوه تصنيف شده اند. سمفوني شماره 6، اپوس 125، که از مهمترين آثار وي در اين سبک است، توسط ارکستر سمفونيک پلوديف (بلغارستان) به رهبري منوچهر صهبايي اجرا شده است.
سبک هاي گوناگون موسيقي ايراني و غير ايراني مشايخي را مي توان زير چتر گسترده تري گرد آورد که ريشه هايش را بايد در آثار دهه ي شصت وي، در قطعاتي چون «از شرق تا غرب» جسنجو کرد. در اين آثار، آهنگساز در حقيقت به دنبال منطق برتري است که بتواند به کمک آن فرهنگ هاي گوناگون را در يک وحدت، در هم آميزد. اين گونه «ناهمگوني ها» به عناصر تشکيل دهنده ي نوعي يگانگي تبديل مي شود. وي به گونه اي نمادين به جاي ايکس (X) که مجهول تک فرهنگي است، در پي ايکس هايي است که فرهنگ هاي گوناگون را در مقابل هم قرار داده اند. او اين منطق برتر را را فرا- ايکس (meta-X) مي نامد. نتيجه ي اين گونه انديشه، موسيقي چند فرهنگي به معناي دقيق آن است که نه تنها فرهنگ ها بلکه شيوه هاي فني و سبک شناسي گوناگوني چون تنال و آتنال، تماتيک و آتماتيک و ... نه به صورت کولاژ، بلکه چون اجزاي يک وحدت به کار گرفته مي شود. آثاري چون «سمپوزيوم»، اپوس 146، «جشن»، اپوس 133 و «سمفوني هشتم»، اپوس 147؛ ترجمان اين سبک جديد اند.

فريماه قوام صدري (تهران، 1329)

از کودکي فراگيري پيانو را آغاز کرد. پس از ورود به هنرستان عالي موسيقي تهران، دانشنامه ي کارشناسي خود را با درجه عالي در کلاس افليا کمباجيان در يافت نمود. در سال 1352 با دريافت بورس آموزشي وارد مدرسه عالي موسيقي پاريس (اکول نرمال دو موزيک دو پاري) شد و در رشته هاي تخصصي آموزش پيانو و موسيقي مجلسي از آنجا فارغ التحصيل شد. پس از بازگشت به ايران در سال 1356 همزمان با آموزش پيانو در مدرسه ي عالي موسيقي تهران (کنسرواتور تهران) به عضويت گروه داوران کنسرواتور تهران نيز در آمد و فعاليتهاي اجرايي خود را به عنوان تکنواز و همنواز در رايو تلويزيون ملي ايران، دانشگاه تهران، انجمن فيلارمونيک تهران و کنسرواتور تهران آغاز کرد. وي در دوره هاي تخصصي گوناگوني چون دوره ي ويژه ي موسيقي مجلسي در آکادمي موسيقي کيجانا در سيه نا (ايتاليا)، موسقي مجلسي در دانشگاه تمپل فيلادلفيا (ايالات متحده) و تکنوازي پيانو در دانشگاه مک گيل (کانادا) شرکت داشته است و سالهاست که به عنوان تکنواز و همنواز در کشورهاي ايران، فرانسه، اتريش، ايتاليا و امريکا به اجراي برنامه مي پردازد و پس از پايه گذاري گروه موسيقي تهران در سال 1372 به همراه عليرضا مشايخي، تا به امروز به عنوان مدير هنري، تکنواز و همنواز ارکستر موسيقي نو مشغول فعاليت است و کنسرتها و برنامه هاي پژوهشي و آموزشي گوناگوني را برگزار کرده است. وي از آغاز همکاري خود با مشايخي، ويرايش بسياري از آثار پيانويي وي را بر عهده داشته است. از او مي توان به عنوان کارشناس آثار پيانويي مشايخي نام برد. «همراهي و توان فني فريماه قوام صدري چه در مقام نوازنده و چه آموزگار تا به امروز مهمترين و تاثير گذارترين پشتوانه گروه موسيقي تهران بوده و هست» . بخش بزرگي از آثار پيانوي مشايخي نيز همراه يا بدون ارکستر، توسط وي اجرا و ضبط شده است. قوام صدري در پاييز 1372، آثار مشايخي را به کنسرواتور ملي کشان فرانسه معرفي کرد. فريماه قوام صدري از پرکارترين نوازندگان ايران در زمينه اجرا و ضبط موسيقي معاصر ايران است و تا به امروز، هنرآموزان و دانشجويان بسياري تربيت کرده است.

 نوشته شده توسط اسماعيل - چهار شنبه، 30 فروردين 1385 نظرات ديگران  
 
 

|
صفــحه نخــست | دانلود آهنگ | دانلود نماهنگ | تمــاس | بايگانی مطالب | لینکهای مـفيـد |
استفاده از مطالب هارمونیا با ذکر نام سایت مجاز است - Copyright (c) 2002-2006 Harmonia.ir, all rights reserved
Powered By : PersianBB.com